توضیحات
کتاب «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه» نوشتهی محمدعلی اسلامی ندوشن، اثری است که به بررسی و تحلیل شخصیتهای پهلوانی در شاهنامه فردوسی میپردازد. این کتاب به خواننده کمک میکند تا درکی عمیقتر از جهان شاهنامه، ارزشهای حاکم بر آن و نقش پهلوانان در شکلگیری این حماسه ملی داشته باشد.
معرفی کوتاه کتاب:
کتاب «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه» شامل دو بخش اصلی است:
- بخش اول: شناخت فردوسی: این بخش به بررسی زندگی، زمانه و اندیشههای فردوسی، شاعر بزرگ ایران، میپردازد و به خواننده کمک میکند تا با زمینههای تاریخی و فرهنگی خلق شاهنامه آشنا شود.
- بخش دوم: پهلوانان شاهنامه: این بخش به تحلیل و بررسی شخصیتهای پهلوانی شاهنامه، از جمله رستم، سیاوش، گیو، گودرز و … میپردازد. نویسنده با بررسی داستانها و روایات مربوط به این پهلوانان، به ویژگیهای شخصیتی، ارزشها و انگیزههای آنها میپردازد و نقش آنها را در پیشبرد داستانهای شاهنامه بررسی میکند.
ویژگیهای برجسته کتاب:
- تحلیل عمیق شخصیتها: نویسنده با دقت و ظرافت به تحلیل شخصیتهای پهلوانی شاهنامه میپردازد و زوایای مختلف زندگی و مرگ آنها را بررسی میکند.
- نگاهی نو به شاهنامه: کتاب «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه» با ارائه دیدگاهی نو و تحلیلی به شاهنامه، به خواننده کمک میکند تا این اثر بزرگ ادبی را از زاویهای جدید ببیند.
- نثر روان و جذاب: نثر کتاب روان و جذاب است و خواننده را با خود همراه میکند.
معرفی نویسنده:
محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسنده، شاعر، مترجم و منتقد ادبی برجسته ایرانی بود. او را پدر ادبيات تطبيقی ايران ناميدهاند. وی استاد دانشگاه تهران و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. اسلامی ندوشن آثار متعددی در زمینه ادبیات، تاریخ و فرهنگ ایران به رشته تحریر درآوردهاست.
معرفی ناشر:
نشر سرو سخن ناشر تخصصی کتابهای دکتر اسلامی ندوشن است. این انتشارات با چاپ و انتشار آثار دکتر اسلامی ندوشن نقش مهمی در معرفی و ترویج اندیشههای این نویسنده بزرگ داشته است.
فاطمه –
طراحان به جای تایپ و نگارش متن می توانند تنها با یک کپی و پست این متن را در کادرهای مختلف جایگزین نمائید
محمد –
خوشحال رو به پیر مرد کرد و گفت: شما خدایید؟! پیر مرد لبش را گزید و گفت نه!
فاطمه –
این یک نوشته آزمایشی است که به طراحان و برنامه نویسان کمک میکند تا این عزیزان با بهره گیری از این نوشته
فاطمه –
این نوشته توسط سایت لورم ایپسوم فارسی نگاشته شده است.
سلماز –
پسرک گفت پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم كه کفش ندارم